ماتئو ريچى ( مترجم : محمد زمان )
مقدمهء مصحح 44
چين نامه ( فارسى )
سى تصميم مهمى گرفت مبنى بر آنكه لباس راهبان بودايى را درآورده لباس آموزشديدگان را كه به مكتب كنفوسيوس احترام مىگذاشتند بپوشد ؛ يعنى لباس بلند حرير به رنگ بنفش تيره با كمربندى به همان رنگ و به عرض نيموجب كه روى آن با دو نوار تزئينى كه تا پايين پا مىرسيد تزيين شده بود . از آن به بعد وقتى آنها با پوشش جديد سوار كجاوه مىشدند كاملا به دانشمندان و روشنفكران چينى شباهت مىيافتند ، اين تدبير نتيجهء غير منتظرهاى درپى داشت ؛ به عنوان نمونه كشيشها در ديدار با مأموران ، بر اثر پوشيدن اين نوع لباس كه دقيقا همانند لباسهاى آنها بود مىتوانستند به مدت طولانى مورد پذيرايى قرار گرفته ، حتى به ضيافت دعوت شوند . ماتيو ريچى با سياست خاص خود ، همچنين با توجه به توانايىاش در گفتن و نوشتن به زبان چينى توانست فاصلهء بين يك كشيش اروپايى را با دانشمندان چينى بسيار كاهش دهد و از آن به بعد قادر بود آسودهتر با دانشمندان و روشنفكران چينى ارتباط داشته باشد . ماتيو ريچى انتظار داشت كه در نانكن پايتخت دوم سلسلهء مينگ نيز بتواند كليساى جديد مسيحيت را تأسيس كند اما متأسفانه بر اثر وقوع جنگ چين و ژاپن در شبه جزيرهء كره اوضاع كشور بسيار متشنج بود و هيچيك از دوستانش در نانكن جرأت نمىكردند او را نزد خود نگه دارند . با آنكه ماتيو ريچى مدتى در نانكن توقف داشت چارهاى جز ترك آنجا نديد و سرانجام با نااميدى به نان تسانگ « 1 » مركز استان جيانگ سى بازگشت . خوشبختانه او در نان تسانگ مورد سوءظن و خطر اخراج قرار نداشت . و توانست با تعداد زيادى از اشخاص عالى مقام آن شهر روابط دوستانه پيدا كند و وارد محافل اجتماعى آنجا شود . كشيش ماتيو ريچى به سرعت در اين شهر بلندآوازه شد و كنجكاوان پىدرپى همراه با هدايا به ديدن او مىآمدند و او نيز مكرر از آنها بازديد مىكرد . ماتيو ريچى در يادداشت خود به طنز و شوخى چنين نوشته است : « گاهى آنچنان گرفتار بودم كه وقت غذا خوردن نداشتم و حتى گاهى پىدرپى مجبور به شركت در ضيافتها بودم اما خوشبختانه معدهاى سالم دارم » . در ضيافتى او قوهء حافظهء شگفتآور خود را به رخ كشيد . به اين ترتيب كه از يكى از حاضران چينى دعوت كرد به انتخاب خود تعداد زيادى از نگارههاى چينى كه شباهت ظاهرى نيز باهم نداشته باشند روى كاغذ بنويسد . آنگاه پس از يك بار
--> ( 1 ) . Nanchang ( ? ? ? ) .